زال در افسانه و تاریخ

زال در افسانه و تاریخ

 

 

  زال از برجسته‌ترین شخصیت‌های شاهنامه است؛ پهلوانی که سرگذشتش از همان آغاز با نیروهایی فراانسانی گره می‌خورد. رهاشدن او در کوه و نجات‌یافتنش به‌دست سیمرغ، مسیر زندگی‌اش را دگرگون می‌سازد. سیمرغ برای زال تنها ناجی نیست، بلکه آموزگار و راهنمایی داناست که او را با خرد و مهر می‌پرورد و شخصیت پهلوانی‌اش را شکل می‌دهد.

  پیوند زال و سیمرغ در شاهنامه رابطه‌ای کم‌نظیر و سرشار از معناست؛ پیوند انسان با خرد آسمانی. در روایت‌های کهن، نخستین ارتباط روشن میان انسان و سیمرغ در سرگذشت زال شکل می‌گیرد؛ پیوندی که فردوسی با شکوهی اسطوره‌ای بازگو کرده و منابعی چون غررالسیر ثعالبی نیز بر آن تأکید دارند. زال، نوزادی سپیدموی و نامعمول، به‌سبب بیم و ناآگاهی پدر رها می‌شود؛ اما سیمرغ، این مرغ دانا و نماد خرد کیهانی، او را نجات می‌دهد و چون فرزند خویش می‌پرورد. در سنت اساطیری ایران، سیمرغ موجودی فرابشری است که هنگام برهم‌خوردن نظم جهان انسانی ظاهر می‌شود؛ از همین‌رو، پرورش زال به‌دست او نخستین نمونۀ برجستۀ یاری موجودات فراطبیعی به انسان در ادبیات حماسی است. همین پیوند آغازین، بنیان رابطه‌ای ماندگار میان زال و سیمرغ می‌شود؛ رابطه‌ای که بعدها در عشق رودابه، تولد رستم و حتی در نبردهای خاندان سام نقشی تعیین‌کننده می‌یابد و جایگاه زال را به حلقۀ واسط میان جهان انسان و جهان رازآلود سیمرغ ارتقا می‌دهد.

  زندگی و زمانۀ زال در شاهنامه چنان درهم‌تنیده با روایت‌های اسطوره‌ای و حماسی است که دست‌یافتن به تصویری تاریخی روشن از او تقریباً ناممکن جلوه می‌کند. علت این دشواری، تداخل دوره‌های مختلف تاریخی در روایت شاهنامه است؛ زیرا، به‌گفتهٔ کویاجی، ذوق شاعرانه ایرانیان باعث شده است که پهلوانانی از روزگارهای گوناگون در کنار یکدیگر ظاهر شوند و نظم تاریخی روایت‌ها برهم بخورد. از همین‌رو، پهلوانان اوستایی مانند توس در کنار شخصیت‌های پارتی همچون گودرز حضور می‌یابند.

 

 

سخن آخر

 

  زال از پایدارترین و تأثیرگذارترین شخصیت‌های شاهنامه است؛ پهلوانی که زندگی‌اش از اسطوره آغاز می‌شود، در دل حماسه رشد می‌کند و در مرز میان تاریخ و اسطوره پیش می‌رود. سپیدمویی مادرزادی او سبب طردشدنش از سوی سام می‌شود؛ اما سیمرغ او را می‌پرورد و همین سه عامل؛ تبار سکا، البرزکوه و سیمرغ، هویت او را می‌سازند: پهلوانی خردمند، پیش‌بین، افسونگر و پادشاه‌نشان.

  زال بیش‌از آن‌که مرد میدان باشد، عقل و تدبیر حماسه است؛ مشاور شاهان و عقل فعال رستم. عشق او به رودابه که برخلاف سنت‌ها و تنگ‌نظری‌های زمانه شکل می‌گیرد، روحی تازه به حماسه می‌بخشد و ثمرۀ این پیوند، رستم، قهرمان بزرگ ایران است. طردشدگی کودکی در درون او نیرویی برای برتری‌جویی و اقتدار می‌سازد تا جایی که بخش مهمی از قدرت کیانیان بر خاندان او در سیستان استوار می‌شود. روایت زندگی زال از روزگار منوچهر تا بهمن ادامه می‌یابد و شخصیت او تلفیقی از کالبدی شگفت و معنایی خردپسند است. مرگ طبیعی او نیز نمادی از پایان دوران حماسه است؛ چراکه داستان‌سرایان نخواسته‌اند سرنوشتش را با قتل بهمن پیوند بزنند.

 

 

منابع:

اسطورۀ زال (تبلور تضاد و وحدت در حماسۀ ملی). (۱۳۶۹)، محمد مختاری، تهران: آگه.

آیینها و افسانه‌های ایران و چین باستان، جهانگیر کوورجی کویاجی. (۱۳۶۲)، ترجمۀ جلیل دوستخواه، تهران، چاپ دوم: شرکت سهامی کتاب‌های جیبی.

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید