دماوند؛ ستیغ اسطوره و تاریخ
کوه دماوند در باورهای عامیانه و متون کهن، نماد استواری ایران و جایگاه اسطورهای شیاطین و دیوان است. برخی بر این باورند که سلیمان بن داوود دیو سرکش «صخرالمارد» را در آن زندانی کرده و گروهی دیگر معتقدند شاه فریدون، بیوراسب (ضحاک) را در دل کوه به بند کشیده است. دود و صداهای طبیعی کوه در فرهنگ عامه به نفس و خرخره این موجودات نسبت داده میشود.
ابنکلبی نقل میکند که وقتی فریدون ضحاک را دستگیر کرد، ارماییل نبطی، سرپرست آشپزخانۀ ضحاک، راز پنهانی نجات جوانان را به او گفت: او هر روز یکی از جوانان را قربانی میکرد و دیگری را داغ میزد و سپس آزاد میکرد تا در دماوند ساکن شود، به این ترتیب جان بسیاری از جوانان نجات یافت. فریدون از این کار خوشحال شد و به همراه ارماییل به کوه رفت تا نجاتیافتگان را ببیند. سپس از او غذایی خواست که نه گوشت داشته باشد و نه حبوبات؛ ارماییل دنبه آماده کرد. فریدون با دیدن آن گفت: «دنباوند! یعنی دنبه پیدا شد.» از آن روز نام مکان «دنباودند» گذاشته شد که به مرور به «دماوند» تبدیل گردید.
نام دماوند در تاریخ ایران
نام کوه دماوند در تاریخ و آثار مورخان ایرانی بارها ذکر شده است. تاریخنویسان به عظمت و ویژگیهای طبیعی و استثنایی این کوه اشاره کردهاند: مخروطی بودن شکل، برفگیر بودن بیشتر جوانب، آتش در درون کوه و صدای غرای آن. دماوند علاوهبر جنبههای طبیعی، جایگاه اسطورهای ویژهای در فرهنگ ایران دارد: مرکزیت جهان، جایگاه میترا و گیومرد، زندان ضحاک، تولد فریدون، پرتاب تیر آرش و روایتهای مرتبط با رستم و خورشید. در طول تاریخ، برداشتهای معدنی و فعالیتهای انسانی به پیکر این کوه آسیب زده است.
سخن پایانی
دماوند فراتر از یک کوه، در فرهنگ ایرانی نمادی از راز، قدرت و اسطوره است. همین نگاه رازآمیز سبب شده این قلۀ سپیدپوش در گذر زمان به جایگاهی مینوی و مقدس بدل شود؛ همانگونه که کوه المپ برای یونانیان، دماوند برای ایرانیان آستانۀ جهان فراسویی و کانون هفت اقلیم پنداشته میشد. حتی روایتها پیدایش نخستین انسان مینوی، گیومرد، را نیز به این کوه نسبت دادهاند.
در سایۀ چنین باورهایی، دماوند به صحنهای بزرگ برای حضور نامدارترین چهرههای اسطورهای تبدیل شده است: جمشید گردونهسوار، فریدون، منوچهر، آرش کمانگیر و حتی رستم، همگی ردی از خود بر دامنههای این کوه گذاشتهاند. در سوی دیگر، دشمنان دیرین مانند دیو سپید و ضحاک نیز در افسانهها در این کوه ساکن یا زندانیاند؛ گویی دماوند میدان همیشگی نبرد نیکی و پلیدی است. از همین روست که دماوند نهفقط در روایتهای کهن، بلکه در شعر و تخیل ایرانیان نیز حضوری پررنگ دارد و تصویری ماندگار از عظمت، پایداری و روح ایرانی را در خود جای داده است.











