راز نام سیاوش؛ از اوستا تا شاهنامه

راز نام سیاوش؛ از اوستا تا شاهنامه

 

واژۀ سیاوش

 

  واژۀ «سیاوش» در اوستا به‌صورت مرکب syavarshan آمده است. این واژه از دو بخش تشکیل شده است:

syava به معنای «سیاه» و arshan به‌معنای «مذکر». در مجموع، آن را می‌توان «دارندۀ اسب نر سیاه» یا «مرد سیاه نیرومند» معنا کرد.

  مهرداد بهار معنای دیگری از این واژه ارائه کرده است. به باور او سیاوش به معنی «مرد سیاه» است. او بر این نظر است که آیین سیاوش با سنت‌های پرستش ایزد نباتی در فرهنگ‌های کهن مرتبط است و پیوندی با آیین‌های تموز و ایشتر بابلی و پیش‌تر از آن با مراسم سومری دارد. بهار اشاره می‌کند که سیاهی نام سیاوش شاید به رنگی باشد که در مراسم آیینی بر چهره می‌مالیدند یا به نقاب‌های سیاهی که در این آیین‌ها به کار می‌رفته است.

 

 

سیاوش براساس روایت فردوسی

 

  بر پایۀ روایت فردوسی در شاهنامه، سیاوش فرزند کیکاووس پادشاه ایران و بانویی تورانی است که نام او در متن ذکر نشده است. او در کودکی به دست رستم، پهلوان نامدار سیستان، پرورش یافت و پس‌از رسیدن به سن بلوغ، به چهره‌ای زیباروی، پاک‌دامن و خردمند بدل شد و به دربار کیکاووس بازگشت.

  در این هنگام، سودابه، نامادری سیاوش، دلباختۀ او شد و اندیشۀ خیانت به کیکاووس و هم‌بستر شدن با سیاوش را در سر پروراند؛ اما سیاوش که نماد پاکی و وفاداری است، این پیشنهاد نابه‌جا را نپذیرفت. سودابه از سر کینه، به او تهمت هوس‌بازی زد. سیاوش برای اثبات بی‌گناهی خود، تن به آزمون «ورِ آتش» داد؛ آزمونی که در آن باید از میان توده‌ای از آتش عبور می‌کرد. او بی‌آنکه گزندی ببیند از آتش گذشت، و این نشانه‌ای روشن بر بی‌گناهی او و گناهکاری سودابه بود. بااین‌حال، این واقعه مانع دسیسه‌پردازی‌های سودابه نشد و کیکاووس نیز همچنان به سیاوش بدگمان بود. ازاین‌رو سیاوش ناچار شد ایران را ترک کند. او به پدر پیشنهاد داد که در جنگ با افراسیاب، پادشاه توران، به‌عنوان فرمانده حضور یابد و کیکاووس با این پیشنهاد موافقت کرد؛ اما هنگامی که سیاوش وارد توران شد، به‌جای جنگ، با افراسیاب پیمان صلح بست. این اقدام خشم کیکاووس را برانگیخت، درحالی‌که افراسیاب سرزمینی را به سیاوش سپرد و او دو دژ به نام‌های «گنگ‌دژ» و «سیاوش‌گرد» در آن بنا کرد. سیاوش در توران دو بار ازدواج کرد: نخست با جریره، دختر پیران ویسه، که فرزندی به نام فرود از او به دنیا آمد؛ و بار دوم با فرنگیس، دختر افراسیاب، که مادر کیخسرو شد.

  افراسیاب، بر اثر بدگمانی و تحریک اطرافیان، سیاوش را دستگیر کرد و در صحرایی بیرون شهر بی‌رحمانه به قتل رساند. فرنگیس که باردار بود، به شدت آزار دید؛ اما «پیران پدر»، همسر نخست سیاوش، او و فرزندش را از مرگ نجات داد و کودک را به شبانان سپرد تا افراسیاب از آن آگاه نشود. از این کودک کیخسرو زاده شد.

  مرگ سیاوش موجب سلسله‌ای از نبردهای سنگین میان ایران و توران گردید و آشفتگی و نابسامانی سراسر ایران را فرا گرفت. سرانجام کیخسرو، که در توران و در تبعید بود، به ایران بازگشت و برای دادخواهی خون پدر، افراسیاب، پدربزرگ مادری‌اش، را به اسارت گرفت. سپس به‌جای کیکاووس، پدربزرگ پدری‌اش، بر تخت پادشاهی نشست و سرزمینی آرمانی و آرام بنا نهاد. او که انتقام خون سیاوش را گرفته و ایران را به آرامش رسانده بود، بعدها در حرکتی شگفت و عرفانی، تاج و تخت را واگذاشت و رهسپار کوهستان شد. در این میان، فرود، فرزند دیگر سیاوش، پیش از آنکه بتواند حق پدر را بازستاند، همراه با مادرش جریره به‌شکلی غم‌انگیز به دست سپاهیان ایران کشته شد؛ سرنوشتی مظلومانه و اندوه‌بار که بر تراژدی خاندان سیاوش افزود.

 

 

منبع:

ساختار داستان سیاوش، علی حمیدی‌نیا، (۱۳۹۴)، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی.

رمز عبورتان را فراموش کرده‌اید؟

ثبت کلمه عبور خود را فراموش کرده‌اید؟ لطفا شماره همراه یا آدرس ایمیل خودتان را وارد کنید. شما به زودی یک ایمیل یا اس ام اس برای ایجاد کلمه عبور جدید، دریافت خواهید کرد.

بازگشت به بخش ورود

کد دریافتی را وارد نمایید.

بازگشت به بخش ورود

تغییر کلمه عبور

تغییر کلمه عبور

حساب کاربری من

سفارشات

مشاهده سفارش

سبد خرید