داریوش؛ معمار امپراتوری هخامنشی
داریوش یکم هخامنشی بیتردید یکی از برجستهترین پادشاهان تاریخ ایران است؛ زمامداری که پساز کوروش بزرگ، با اراده، تدبیر و نبوغ فرماندهی کمنظیر خود، امپراتوری ایران را در حقیقت از نو سامان داد. داریوش نه بهسبب وراثت مستقیم، بلکه بر پایۀ تواناییهای نظامی، مدیریتی و مشروعیتی که برای خود ساخت، به پادشاهی رسید. روایت کتیبۀ بیستون، مهمترین منبع اولیه و معتبر دربارۀ برآمدن او، تأکید میکند که داریوش با سرکوب بردیای دروغین و ساماندادن شورشهای متعدد در سراسر امپراتوری، «ملک را از نو برقرار کرد». او پساز تثبیت قدرت، با اصلاحات اداری و مالی گسترده، ایجاد ساتراپیهای منسجم، تنظیم نظام مالیاتبندی، توسعۀ راه شاهی، ضرب سکۀ دریک و حمایت از پروژههای عمرانی مانند ساخت تختجمشید، بنیانهای حکمرانی پایدار هخامنشی را استوار کرد. نقش او در نظمبخشی به دستگاه اداری و گسترش تجارت، داریوش را در منابع تاریخی چون هرودوت، لوحهای باروی تختجمشید و کتیبههای شاهی، بهعنوان یکی از کارآمدترین و نیرومندترین پادشاهان ایران معرفی میکند.
احترام داریوش به قانون چنان بود که مصریان او را آخرین قانونگذار بزرگ خویش میشمردند. رفتار او با ملتهای مغلوب بهگونهای بود که در دل آنان نفوذ میکرد و احترامی بسیار برمیانگیخت. پیر بریان، یادآور میشود که منابع کلاسیک اغلب داریوش را در مقام «فرعون محبوب و نگاهدارندۀ رسوم و آیین مصری مینمایانند.» او هر گاه فرمانروایی بر سرزمین مغلوب میگماشت، تأکید میکرد که دل زیردستان را به دست آورد، از مالیاتها بکاهد و در آبادانی قلمرو کوشا باشد.
در روزگار داریوش، قلمرو ایران گسترهای عظیم داشت: در شمال از رود دانوب، کوههای قفقاز، دریای مازندران و سیردریا؛ در مغرب تا سرزمینهای غربی بالکان و کرانههای دریای آدریاتیک و جزایر اژه؛ در جنوب تا دریای پارس، خلیجفارس و حبشه؛ و در شرق تا وادی سند و پنجاب (در بخشهای امروزی پاکستان و هند). داریوش دریافته بود که ادارۀ چنین امپراتوری پهناوری نیازمند مرکزیتی نیرومند و سازمانیافته است؛ تشکیلاتی که هم بتواند برنامهریزی دقیق کشورداری و لشکرداری انجام دهد و هم قادر به اجرای مؤثر تصمیمات باشد.
داریوش، دستگاه دیوانی کارآمدی بنیان نهاد؛ دستگاهی متکی بر دبیران، مستوفیان و کارشناسان آزموده که گزارشها را بررسی، مکاتبات دولتی را ساماندهی و تصمیمات لازم را اتخاذ میکردند. ویژگی ممتاز داریوش در این بود که با توجه به پیشینۀ تاریخی و فرهنگی هر قوم رفتار میکرد و نیازها و حساسیتهای آنان را بهخوبی درک مینمود. او بهدرستی میدانست که چگونه میتوان اعتماد مردمان و پیروان عقاید گوناگون را جلب کرد.
شیوۀ حکومتداری داریوش در تاریخ جهان باستان پدیدهای نو بهشمار میرود؛ نظامی که بر بنیاد عدالت، نظم و قانون استوار بود. او قواعدی وضع کرد که شالودۀ یکی از بزرگترین، نیرومندترین و توانگرترین امپراتوریهای تاریخ را بنیان نهاد و با کاردانی و دوراندیشی آن را پایدار ساخت. همچنین، مردان دانا و کارآمدی پرورش داد که مسئولیتهای خویش را با دقت و وفاداری به انجام میرساندند.
زندگی و فرمانروایی داریوش بیتردید تأثیری ژرف در شکلگیری و تکامل نسلهای پساز خود داشت. او الگوی ممتاز جامعۀ ایرانی عصر خویش بود؛ نمونهای آشکار از اینکه ملتهای بزرگ چگونه با تکیه بر خرد، قانون، و قدرت سازمانیافته به شخصیت و هویت برجستۀ خود در جهان دست مییابند.
منبع:
داریوش بزرگ، رضا شعبانی، (۱۳۸۲)، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی.











